تبليغاتX

کد دعای فرج برای وبلاگ

✿ܓ✿ فدائیان امام خامنه ایܓ✿



            

                 

با سلام

مرحله دوم جذب نويسنده و لينك اعضاي جديد آغاز شد

البته باقوت تر از قبل

اعلام آمادگي بفرماييد...

 ياعلي

سيد علي

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1390;ساعت 18:5;  توسط مهدی صبوری;  | 

 

محسن رضایی در جمع دانشجویان مطرح کرد؛

ضعف مدیریت باعث فتنه شد!/ اگر دولت اجازه شمارش آرا را می‌داد، هیچ موقع تظاهرات به نابه هنجاری کشیده نمی‌شد!

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»،
محسن رضایی ظهر دیروز چهارشنبه در همایش نقش مردم در تولید ملی که به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید چمران در آمفی تئاتر علوم با استقبال و حضور دانشجویان برگزار شد، اظهار کرد:

اعتراض یک روی سکه مردمسالاری است

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره واکنش‌های او پس از انتخابات 88 گفت: تا جایی که قانون اجازه می‌داد اعتراض خود را به تخلفات انجام شده در انتخابات اعلام و پیگیری کردم اما وقتی شورای نگهبان انتخابات را تأیید کرد تمکین کردم.

رضایی اعتراض را حق قانونی و یک روی سکه مردمسالاری دانست و افزود: مشکل فتنه‌، آمدن مردم به خیابان‌ها نبود بلکه مشکل این بود که آنها نتوانستند اعتراض مردم را مدیریت کنند؛ اعتراضی که می‌شد در مدت یک ماه آن را حل و فصل کرد، هفت ماه طول کشید و حوادث بعد از انتخابات بر مشارکت مردم و جایگاه سیاسی ایران در دنیا تأثیر گذاشت.

وی تأکید کرد: مردم به نتیجه انتخابات معترض بودند و اعتراض آنها از نوع اجتماعی بود نه سیاسی و در حالی که می‌توانست مسالمت آمیز ادامه یابد و ختم شود اما به علت ضعف مدیریت، به فتنه تبدیل شد.

وی در پاسخ دانشجویی دیگر مبنی بر اینکه چرا شما علی رغم سخنان رهبری مبنی بر صحت انتخابات باز همگام با میر حسین موسوی و کروبی بحث تقلب در انتخابات را به پیش کشیدید گفت: در آن زمان افکار عمومی دچار تشویش شده بود و اگر دولت در آن زمان اجازه شمارش آرا را می داد، هیچ موقع تظاهرات به نابه هنجاری کشیده نمی‌شد!

رضایی در ادامه گفت: بنده هیچ موقع اسم تقلب را نیاوردم بلکه از آن به عنوان تخلف یاد کرده ام و اسناد آن در سخنرانی های بنده موجود می باشد .

در انتهای جلسه مجری برنامه سوال کرد که آیا شما حوادث بعد از انتخابات را فتنه می دانید یا اعتراض؛ که رضایی در پاسخ گفت: بنده آنها را تخلف و اعتراض می دانم و اگر مسولان نظام با سو مدیرت با آن بر خورد نمی کردند فتنه بوجود نیامده بود.


برچسب‌ها: به چالش کشیده شدن, محسن رضایی, امیر خندان پور, دانشگاه شهید چمران, خبرنامه دانشجویان ایران, اعتراض, تقلب, نقش مردم در تولید ملی, انجمن اسلامی دانشجویان
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391;ساعت 21:44;  توسط امیر خندان پور;  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391;ساعت 18:14;  توسط امیر خندان پور;  | 

شمارش تهران پایان یافت، حذف لاجوردی تنها با ۲۰۰ رای کمتر
پایداری ۱۰، متحد ۱۱، مشترک ۲، خانه کارگر
۲

تصاویری از اعضای جبهه پایداری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391;ساعت 10:56;  توسط گمنام;  | 

بيانات رهبرانقلاب پيرامون اخلاق‌سياسي به بهانه اهانت به علامه‌مصباح

جوانان نگذارند فضاى فحاشى و شكستن حرمت‎ها ادامه یابد

اهانت كردن براي عزيز كردن خود و ديگران را خوار كردن روش اسلامي نيست

كمتر از يك هفته تا برگزاري دور دوم انتخابات مجلس فرصت است اما اوج گرفتن برخي بي اخلاقي ها و تخريب هاي انتخاباتي باعث شده تا مساله اصلي انتخابات پيش رو كه همان مشاركت حداكثري است فراموش شده و برخي حواشي در صدر اخبار و رسانه ها قرار گيرد.

اگرچه رهبر معظم انقلاب در نخستين روز سال 91 در جمع زوار حرم رضوي عليه السلام ضمن تاييد رقابت اخلاقي ميان جريان هاي فكري مختلف، همگان را نسبت به اخلاق و عدم نزاع دعوت كردند اما موج تخريب هاي كم سابقه و غيرقابل پيش بيني عليه جبهه پايداري طي روزهاي گذشته باعث شد تا بار ديگر موجی از نگرانی بواسطه نادیده گرفتن این توصیه های حکمیانه در میان دلسوزان انقلاب بوجود بیاید...                 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391;ساعت 9:53;  توسط گمنام;  | 

سلام علیکم
فاطمیه اول هیات محبین حضرت فاطمه زهرا (س) بهبهان در مسجد سید فقیه

و فاطمیه دوم بی بی فاطمه زهرا(س)این کمترین مداح اهل بیت(ع)را به مدینه منوره و مکه مکرمه دعوت کردند

در شب شهادت حضرت زهرا (س) نایب الزیاره شما در مکه مکرمه هستم .

دوستدار شما

امیر خندان پور

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391;ساعت 17:33;  توسط امیر خندان پور;  | 

گفت: اگه گفتی چی شد من بعد از این همه مدت چادر پوشیدم؟
گفتم: چه می‌دانم، لابد این‌طوری خوش‌تیپ تری!
گفت: نچ!
گفتم: خب لابد فهمیدی این‌طوری حجابت کامل‌تره مثلاً!
گفت: نچ!
گفتم: ای بابا! خب لابد عاشق یکی شدی، اون گفته اگه چادر بپوشی بیشتر دوستت دارم!!
گفت: نزدیک شدی!
گفتم: آها!! دیدی گفتم همه‌ی قصه‌ها به ازدواج ختم می‌شوند؟ دیدی!!
گفت: برو بابا… دور شدی باز
گفتم: خب خودت بگو اصلاً
گفت: یک جایی شنیدم چادر، لباس “حضرت زهرا (س)”ست،
 
خواستم کمی شبیه “حضرت زهرا(س) ” باشم.
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391;ساعت 17:39;  توسط گمنام;  | 

خوندن این متن کمتر از 2 دقیقه وقت میگیره


بخون و لذت ببر


یاد ما هم باش....

               


اومد پيشم حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه


گفت :حاج آقا يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه


گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم


گفت: من رفتني ام!

گفتم: يعني چي؟

گفت: دارم ميميرم


گفتم: دکتر ديگه اي رفتی، خارج از کشور؟


گفت: نه همه اتفاق
 نظر دارن،
 گفتن خارج هم کاري نميشه کرد.


گفتم: خدا کريمه، انشاله که بهت سلامتي ميده


با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست؟


فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه گل ماليد سرش


گفتم: راست ميگي، حالا سوالت چيه؟


گفت: من از وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم


کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن


تا اينکه يه روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم


خلاصه يه روز صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم


اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو
 کسي نداشت


خيلي مهربون شدم، ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نميکرد


با خودم ميگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن


آخه من رفتني ام و اونا انگار موندنی


سرتونو درد نيارم من کار ميکردم اما حرص نداشتم


بين مردم بودم اما بهشون ظلم نميکردم و دوستشون داشتم


ماشين عروس که ميديم از ته دل شاد ميشدم و دعا ميکردم


گدا که ميديدم از ته دل غصه ميخوردم و بدون اينکه حساب کتاب کنم کمک ميکردم


مثل پير مردا برای همه جوونا آرزوي خوشبختي ميکردم


الغرض اينکه اين ماجرا منو آدم خوبي کرد و مهربون
 شدم


حالا سوالم اينه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آيا خدا اين خوب شدن منو


قبول ميکنه؟


گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم ميرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون
واسه خدا عزيزه


آرام آرام خدا حافظي کرد و تشکر، وقتی داشت ميرفت گفتم: راستي نگفتي چقدر وقت داري؟


گفت: معلوم نيست بين يک روز تا چند هزار روز!!!


يه چرتکه انداختم ديدم منم تقريبا همين قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه
بيماريت چيه؟


گفت: بيمار نيستم!

گفتم: پس چي؟


گفت: فهميدم مردنيم، رفتم دکتر گفتم: ميتونيد کاري کنيد که نميرم گفتن:

نه
 گفتم: خارج چي؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجي


مارفتني هستيم وقتش فرقي داره مگه؟ باز خنديد و رفت و دل منو با خودش برد...

برای آنان که یادشون رفته من رفتنی ام ...
حرص می زنند و دیگران را می آزارند ... دوستان من هم رفتنی ام مرا ببخشید
از صمیم قلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391;ساعت 14:1;  توسط مریم مهاجري;  | 

حجت الاسلام حمید رسایی : خدا به وهابی ها رحم کنه !

( بچه های ستاد و هفته نامه حاج حمید در انتخابات دور اول که ما هم خدمتشان بودیم تحمل فعالیت 20 ساعته ما را در روز نداشتند و روز آخر هم دعا می کردند که یا حاج حمید دور اول با رای بالا رای بیاره یا به دور دوم کشیده نشه که من در ستاد باشم و این قدر فعالیت کنم ! )

یکی از علمای بزرگ اهواز : اونجا رفتی یک سایت makeh9.ir  هم بر ضد وهابیت درست کن !

جنبش دانشجویی مسلمان : این کتاب رو بخونید ؛ تناقضات ؛ پنج دلیل بر رد وهابت ! (نوشته حسین عباسی اصل ، عضو انجمن اسلامی مستقل دانشگاه اهواز )

مسئول خوابگاه دانشجویی : خندان پور می خوای بری اونجا رو هم به هم بریزی !

دکتر باقر محمدحسنی رئیس دانشگاه پیراپزشکی بهبهان : امیدوارم 6 ماه مهمان زندان آل سعود باشی ! 

 یکی از بچه های سایبری بسیج دانشجویی و همسفر حج : آقای طونی (مسئول بسیج دانشگاه شهید چمران ) اگر خندان پور با کاروان ما باشه من انصراف می دم !

همان دانشجوی بسیجی همسفر در اخرین جلسه توجیهی : تو رو خدا اسم من رو هم تو اتاق هتل با خودت بنویس !

مسئول بسیج دانشکده کشاورزی  : حاج امیر زیارت عاشورا از حفظی !

مسئول کاروان : آب آشامیدنی مکه و مدینه قابل شرب نیست ، از آب معدنی استفاده کنید !

آن یکی مسئول:بقیع دقیقا مثل کربلا و مشهد است ولی روضه خوانی در آن ممنوع است !

معاون کاروان : از مجادله ، مباحثه با افرادی که در بقیع هستند پرهیز کنید !

مسئول کاروان دوباره : تو رو خدا ما را دنبال خود به ارشادات و کلانتری عربستان نکشانید !

و درنهایت حجت را حجت الاسلام و المسلمین آقا شیخ مجید تمام کردند و فرمودند :

آن ایام ارتباطاتت را با ایران قطع کن ،  دیگر این دو هفته فعالیت سیاسی نکن و به عبادات مشغول شو ، به دنبال تهذیب نفس باش ،  با وهابی ها بحث نکن و وقتت را برای عبادات بگذار ، ما را نیز دعا کن و اگر دست خالی از لحاظ معنوی آمدی هیچ ! اصلا اگر خواستی بدون تهذیب نفس و دست خالی برگردی نیا !

همان جا در عربستان بمان !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391;ساعت 10:40;  توسط امیر خندان پور;  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

« ولایت فقیه محور حاکمیت  و ضامن عدالت و توسعه و پیشرفت در حکومت اسلامی است»

« رب الشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقده من لسانی یفقهو قولی »

قال الله تعالی فی الکتاب المبین :

«إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذِینَ ءَ امَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤتُونَ الزَّکاهَ وَ هُم رَاکِعُونَ وَ  مَن یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَالَّذینَ امَنُوا فَاِنَّ حِزبَ اللهِ هُم الغالبون »[1]

« ولایت فقیه » از موضوعاتی است که ، تصّور آن موجب تصدیق می شود و چندان به برهان احتیاج ندارد ، به این معنی که هر کس ، عقاید و احکام اسلام را ، حتی اجمالاً دریافته باشد ، چون به « ولایت فقیه » برسد و آن را به تصّور آورد ، بی درنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت . ( امام خمینی )[2]

در تأیید وتأکید وتبعیت از دیدگاه حضرت امام (ره) ، که پیچیده ترین مباحث فقهی وکلامی جهان اسلام ، از زمان غیبت کبرای امام عصر (عج) را ، به این سادگی وشیوائی بیان فرمودند ، ضرورت دیده شد ، قبل از ورود به ماهیت بحث ، در خصوص سهل وآسان بودن  و چگونگی درک وپذیرش اصل حاکمیت ولایت فقیه ، به این نکته توجه شود مبنی بر اینکه :

اصل حاکمیت ولایت فقیه ، درعصر غیبت امام معصوم (ع) در جامعه اسلامی ، وترجیح آن بر حاکمیت غیر ، امری است عقلی که ، ضرورت وملزومیت آن را، عقل به خوبی درک می کند ، وعقلاء نیز به استناد الزامات عقلی ، آن را می پذیرند ، لذا چیزی که برهان معتبر عقلی بر آن اقامه شود ، مطابق قاعده ملازمه عقل وشرع ودلایل نقلی که دراین باره وجود دارد ، بار شرعی پیدا می کند وبلتبع مورد تأیید شرع نیز خواهد بود .

توحید ، نبوت ، معاد ، عدل و امامت ، حلقه های بهم پیوسته زنجیر مستحکم و ناگسستنی جهان بینی توحیدی است که شالوده و سرچشمه سیال و زلال مکتب پر فروغ اسلام ناب محمدی را تشکیل می دهند .

ولایت فقیه در عصر غیبت ، نقطه جوش و اتصال حلقه های مقدس زنجیرة توحید است ، یا به تعبیری ، می توان گفت : نبوت ، معاد ، عدل و امامت ، میوه درخت توحید است و ولایت فقیه عادل ، در عصر غیبت امام معصوم (ع) هستة مرکزی این میوه مقدس و پرحلاوت است .

توسعه و پیشرفت زمانی ، معنی و مفهوم حقیقی و واقعی خود را پیدا می کند و برای رشد و نمو و کمال انسان مفید فایده است ُ که به رنگ خدا و هم آهنگ با توحید در آید و مبتنی بر حق و حقانیّت و عدل و عدالت باشد ، ودر یک خط توحیدی وبا یک بینش توحیدی خط وسیر داشته باشد ومدیریت گردد .

.حق و عدالت همه جا یافت نمی شود ، حق و عدالت از صفات پسندیده و نشانه های برجسته اولیاء الله و عبادالرحمن و مؤمنین متقیان است ، که در پرتو نور حاکمیت حاکمان برگزیده از طرف خدا ویا حاکمان مأذون از جانب  حق تعالی ، متبلّور ومتجلّی می شود.

ولایت فقیه که ، نایب بر حق ولی خدا و حجت خدا در زمین است ، مرکز تجمع و پرورش و تولید و انتشار حق و عدالت در زمین است .

برای مطالعه متن کامل مقاله به ادامه مطلب مراجعه شود


برچسب‌ها: يادداشت سید مختار موسوی, ولایت فقیه محور حاکمیت
ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391;ساعت 0:1;  توسط امیر خندان پور;  | 

قویاً معتقدم آن عده از علاقمندان سید شهیدان اهل قلم که علاقه به خواندن یک دوره آثار او دارند اما هیچ اقدام جدی برای شروع این مطالعه انجام نمی‌دهند اهل درد نیستند! چند وقت پیش در یکی از مجلات زرد جمله‌ای خواندم که برای بیان منظورم جمله مناسبی است. نویسنده،‌ خطاب به خانم‌ها نوشته بود اگر رژ شما زودتر از خمیر دندانتان تمام می‌شود بدانید که شما فقر فرهنگی دارید! جمله‌ی نازلی است اما برای ادای منظورم گویاست. در میان دوستان مدعی کتابدوستی و مطالعه، می‌شناسم کسانی را که وبگردهای قهاری هستند ولی حجم عمده مطالعه‌شان را در وب، مطالبی که بیشتر با عقل سطحی سازگار است تشکیل می‌دهد و هر چند صفحات وب را با حجم بالا و صرف وقت فراوان مطالعه می‌کنند، «اهل» کتاب خواندن نیستند. نمی‌خواهم بگویم وبگردی کار بی‌حاصلی است ولی اینهمه هست که تعقل و تفکر فلسفی غالب وبگردها موقع وبگردی بیکار است! آمار نشان می‌دهد که میانگین حداکثر زمان صرف شده در یک وبلاگ پر بازدید، هشتاد ثانیه است و آمار خودم نشان می‌دهد که در هشتاد ثانیه، هیچ باری بر تعقل و تفکر انسان تحمیل نمی‌شود و بقول گفتنی از مخ آدم کار کشیده نمی‌شود! ایضا موقع تماشای فوتبال و سریال‌های تلویزیون و خواندن رمان‌های کیلویی یا نشستن پای بازی‌های کامپیوتری و...

می‌خواهم بگویم اگر تماشای فوتبال و سریال و نشستن ما پای بازی‌های کامپیوتری و ایضا وبگردی ما و رمان کیلویی خواندن ما، بیشتر از مطالعه کتب شهید آوینی است، ما زیر خط فقر فرهنگی قرار داریم!! تعبیر «فقر فرهنگی» را البته به قرینه «فقر فرهنگی» در جمله‌ای که از آن نشریه زرد نقل کردم، استفاده کردم و الا درستش این است که بگویم اگر تماشای فوتبال و سریال و نشستن ما پای بازی‌های کامپیوتری و... بیشتر از مطالعه کتب شهید آوینی است، ما درد نداریم! گریز از تفکر و تعقل فلسفی، به شهادت شهید آوینی از بلیات زمان ماست و «بشر امروز از تعقل فلسفی و تفکر می‌گریزد و روی به بازی‌ها و سرگرمی‌هایی می‌آورد که ذاتاً مبرای از تفکر باشند: فوتبال، جک پات، آتاری، سینما و تلویزیون و علی‌الخصوص کارتون!»

کتاب‌هایی هستند که بی‌دردها را بسوی خود نمی‌خوانند. قرآن در صدر این کتاب‌هاست! کتاب‌های سید هم از این قماشند و بهترین مثال از بی‌دردها خودمم! چند سال، پنج شش عنوان از کتاب‌های سید شهیدان اهل قلم را بدون اینکه حتی یک مقاله از آنها را کامل خوانده باشم در کتابخانه‌ام داشتم. سال 87 بود اولین بار، که کتاب «آغازی بر یک پایان» را بدست گرفتم و چند مقاله از آن را با دقت و عطش خواندم. البته گاه بود که آنها را برداشته و تورقی کرده بودم اما هیچگاه آنها را مثل آنروز بدست نگرفته بودم و هیچگاه هم مثل امروز شیفته یقین شهید آوینی به حق و ارادتش به دین نشده بودم. روزگاری بود آن روزها که قلم‌های بودار شبهه‌دار در روزنامه‌های بودار شبهه‌دار (!) هر چه هوای نفسشان بر نوشتنش حکم می‌کرد علیه همه چیز می‌نوشتند و سیل تزهای جدید روشنفکری در حوزه دین، از قلم معمم و غیر معمم، رکورد فروش می‌شکست و هر کس از جلوی میکروفونی رد می‌شد برای اثبات روشنفکری خود فحشی نثار دین و شبهه‌ای به ساحت اهلبیت (ع) و تقلید متدینین در احکام از مراجع و مطلق بودن ولایت فقیه و مدیریت فقهی و... می‌کرد. پدرم  میگویدخوب یادم هست که آنروزها برای خواندن مقالات برخی از این نام‌ها در روزنامه‌ها، قبل از رسیدن روزنامه به باجه روزنامه فروشی، جلوی باجه صف درست می‌شد. اگر نبود که قلم سید مرتضی آوینی دودمان برخی از اینها را در مقالات خود بر باد داده بود و افرادی را با نام نواخته بود، معلوم نبود همچون منی هم به گرداب اباطیل اینها نلغزد. آنروزها در کمتر بحثی جرأت ورود داشتم هر چند طرف بحث بر باطل بوده و من بر حق بوده باشم و در کمتر جمعی بود که جرأت استدلال و خاموش کردن مرجفی را داشته باشم.

شبیه یکی از همان روزها بود که وقتی توانستم با استدلالهای شهید آوینی در مقاله «تحلیل آسان»، «پروستروویکای اسلامی وجود ندارد» و «بنیان سفسطه بر باد است» کسی را در دانشگاه خاموش کنم، فهمیدم که حبل المتین فکری گمشده را یافته‌ام. البته آن روز یک چیز دیگر هم فهمیدم و آن اینکه شهید آوینی بسیار باسواد بوده است و اینها که با خط فکری انقلابی در افتاده‌‌اند و هنوز هم در در افتادن هستند، بر خلاف آنچه هیاهویشان می‌نمایاند، بی‌سوادند! در دوره‌ای که نزدیک ده سال بود و من چند کتاب را تنها به اعتبار شهرت شهید آوینی روی قفسه کتابخانه چیده و فصلی از هیچکدام را بطور کامل نخوانده بودم، گاه بوده که برای دلداری دادن به خودم، فکر کرده‌ام که هنوز وقت خواندن این کتاب‌ها نرسیده یا قلم شهید آوینی، زیادی سنگین است و از این کلاه‌های گشاد! اما امروز بهانه اصلی را یافته‌ام؛ بی‌دردی...

درد روزگار ما در ساحت فکر، درد دوری از دین است و زیر بار هر آنچه که با نام روشنفکری فحشی نثار دین کرده رفتن، یا مسحور جاذبیت هر آنچه شدن که جایگزین جاذبیت دو رکعت نماز شده! از پیام‌های سکولاریستی در فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی و حتی زیرنویس برنامه‌های تلویزیونی، وقتی که از تعبیر «کارشناس مذهبی» بجای «عالم دینی» برای معرفی حجتِ اسلام و مسلمین استفاده می‌کنند بگیر، از جایگزین شدن تعبیر «رفتار جنسی پرخطر» بجای «گناه زنا» در پیام‌های روز جهانی ایدز در رسانه‌های جمهوری اسلامی بگیر تا جایگزین شدن کلمات قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» و «برادر» و... با «قدرت‌های جهانی» و «اقشار آسیب پذیر» و «شهروند» در پیام‌های سیاسی سیاسیون، تا جاذبیت محصولات تکنولوژیک از یک لپ‌تاپ و گوشی موبایل تا یک تلویزیون پلاسما و بخارشوی برقی در خانه که ذات همه را وقتی می‌کاوی، با دین است که در افتاده‌اند و کسی نیست که از این خباثت پنهانی که با همین‌ها در فکر دینی ما راه پیدا می‌کند، پرده بردارد. شهید آوینی در پرده برداشتن از این خباثت غوغا کرده و ما در بی‌دردی!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391;ساعت 13:10;  توسط افسر جوان;  | 

                            ایرانی گرای منهای اسلام انحراف است

 در محکومیت حرکت های ضد اسلامی که اخیراً بنام ایرانی گری وباستان گرایی انجام شده است .

توضیح :  این یادداشت در فروردین ماه سال 90 نوشته شده ودر چند نشریه سراسری ورسانه جنوب استان خوزستان نیز منتشر شده است . لذا بنا به اهمیت موضوع وتناسبی که با حرکتهای اخیر  دارد مجدداً جهت یاددآوری منعکس شده است .

برای مطالعه متن کامل یادداشت به ادامه مطلب مراجعه شود


برچسب‌ها: ایرانی گری, وباستان گرایی, محکومیت حرکت های ضد اسلامی, سید مختار موسوی
ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391;ساعت 13:18;  توسط امیر خندان پور;  | 

سلام خدمت همه دوستان

دیروز فرصت کردم برم سینما و سیاسی ترین فیلم سینمای کشور رو ببینم

قلاده های طلا 

به همین مناسبت چند تا مطلب از دیگر وبها براتون تو این پست قرار میدم شاید بدرد بخوره

بخش 1 : قلاده‌های طلا ؛ يك فيلم رستگار شده

«قلاده های طلا» را می‌شود به درستی فیلمی رستگار شده نامید. فیلم می‌توانست در حد یک فیلم سفارشی بماند با انبوه حرف‌های بی‌ربط به هم که یک اثر منسجم و استوار نمی‌سازند، اما فیلم از این وسوسه- بیان ابعاد زیاد و متنوع درباره‌ی حوادث سیاسی سال 88 - رستگار می‌شود و قصه‌ی خود را پیراسته و منزه، تا آنجا که می‌تواند بدون حاشيه‌هاي اضافی می‌گوید و تا پایان می‌رساند. (بقیه در ادامه مطلب ...)

بخش 2 : حاشيه‌هاي منتشر نشده از دومين اكران خصوصي قلاده‌هاي طلا

موضوع فيلم، فتنه‌ي 88 است و ابوالقاسم طالبي آن‌قدر هنرمندانه فتنه را با جزئياتش به تصوير كشيده كه حتي در حين تماشا هم نمي‌تواني شعفت را پنهان كني. شايد به همين دليل است كه در بين فيلم و در فاصله‌ي لود شدن تراكت‌هاي 20 دقيقه‌اي، چندين بار حاضران با شوخي مسعود فراستي را مخاطب قرار مي‌دهند و به او مي‌گويند "ظاهراً اولين فيلمي‌ست كه كامل مي‎بيني!"                                 (بقیه در ادامه مطلب ...)

بخش 3 : خون تازه و تميز در رگ‌های سینمای سیاسی ایران

«قلاده‌هاي طلا» نشان مي‌دهد كه يك فيلم مي‌تواند با بهره‌بردن از دستمايه‌ها و مضامين سياسي، بي‌آنكه اسير ابتذال شود، جذاب باشد. انتخاب ژانر معمایی برای تعریف داستانی درباره فتنه‌ی سال 88 یک انتخاب هوش‌مندانه و مناسب است، چون این ژانر قابلیت بهتری برای بیان روایت‌های سیاسی و جاسوسی و همچنین ایجاد تعلیق و هیجان سینمایی دارد.                                                       (بقیه در ادامه مطلب ...)


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1391;ساعت 11:24;  توسط گمنام;  | 

« امروز ، یکی از واژه های رایج ، واژه ( اصلاح طلبی ) است . من در نماز جمعه هم گفتم ، بارها هم تکرار کرده ام ؛ بنده معتقدم اصلاح طلبی جزو ذات انقلاب است ؛ اصلاً انقلاب ، یعنی یک حرکت بزرگ وروبه جلو ، که این حرکت هرگز ایستایی ندارد . وبه طور دائم پیشرونده است ؛ این پیشروندگی یعنی همان اصلاح طلبی . اصلاح طلبی ، یک تکلیف ومجاهدت است . دولت وملت موظفنداصلاح طلب باشند ، البته اجازه ندهند که اصلاح طلبی را دیگران برای آنها تعریف کنند ؛ خودشان باید اصلاح خودشان را بشناسند ، جستجو کنند ، تشخیص بدهند وتعریف کنند . نقطه مقابلش هم اصلاح طلبی آمریکایی واصلاح طلبی بیگانه پسند است   اصلاح طلبی با معنی درست این کلمه ، جزو لاینفک انقلاب است . ویک دانشجوی مسلمان نمی تواند اصلاح طلب نباشد . اصلاح طلبی یک پُز سیاسی نیست ؛ از این به عنوان یک پُز سیاسی ووسیله ای برای جذب دل این وآن نباید استفاده کرد . از آن برای موجه کردن چهره نباید استفاده کرد . البته اگر آمریکایی ها بخواهند بیایند به ما درس اصلاح طلبی بدهند وبگویند شما این کارها را بکنید تا اصلاح طلب باشید ، بدیهی است که ما قبول نمی کنیم . زیرا آن چیزی که او اصلاح طلبی می داند ، عین ارتجاع به گذشته است .» » بیانات امام خامنه ای در جمع دانشجویان واساتید دانشگاه صنعتی امیر کبیر در تاریخ نهم اسفند ماه 1379


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391;ساعت 15:50;  توسط امیر خندان پور;  | 

با عرض سلام.

از همین جا عید سعید نوروز را خدمت همه ی برادران و خواهران اعتقادی و وطنی مان در هر جای دنیا که هستند، تبریک عرض می کنیم.

ساعتی پیش پیام نوروزی مقام معظم رهبری داة برکاته روی خروجی های رسانه ای قرار گرفت. متن پیام نوروزی سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی به شرح زیر است:

بسم ‏اللَّه ‏الرّحمن ‏الرّحيم‏
يا مقلّب القلوب و الأبصار يا مدبّر اللّيل و النّهار يا محوّل الحول و الأحوال حوّل حالنا الى احسن الحال.
اللّهمّ كن لوليّك الحجّة بن الحسن صلواتك عليه و على ءابائه فى هذه السّاعة و فى كلّ ساعة وليّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتّى تسكنه ارضك طوعا و تمتّعه فيها طويلا.
اللّهمّ اعطه فى نفسه و ذريّته و شيعته و رعيّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جميع اهل الدّنيا ما تقرّ به عينه و تسرّ به نفسه.
 تبريك عرض ميكنم عيد نوروز و فرا رسيدن سال نو را به همه‏ ى هم ‏ميهنان عزيز در سراسر كشور، و به همه ‏ى ايرانيانى كه در هر نقطه‏اى از دنيا سكونت دارند، و به همه ‏ى ملتهائى كه عيد نوروز را گرامى ميدارند؛ بالخصوص تبريك عرض ميكنم به خانواده‏ هاى عزيز شهيدان، به جانبازان، به خانواده‏ هاشان، به همه ‏ى ايثارگران، به همه‏ ى فعالان عرصه‏ هاى مختلف. آرزو ميكنم  و دعا ميكنم كه خداوند متعال براى ملت ايران بهروزى، شادى، نشاط و دلِ خوش در اين سال جديد مقدر بفرمايد و بدخواهان اين ملت را در اهدافشان، در تلاشهاشان ان‏شاءاللَّه ناكام كند.
 سالى كه گذشت - سال 90 - يكى از سالهاى پرحادثه در سطح جهان و در منطقه و در كشور ما بود. آنچه كه در مجموع انسان مشاهده ميكند، اين است كه اين حوادث بر روى هم به سود ملت ايران و در راه كمك به هدفهاى آن، تمام شده است. آن كسانى كه اهداف بدخواهانه‏اى درباره ‏ى ملت ايران و ايران و ايرانى در سر مي پرورانند، در كشورهاى غربى دچار مشكلات گوناگون هستند. در سطح منطقه، ملتهائى كه جمهورى اسلامى از آنها همواره حمايت كرده است، به هدفهاى بزرگى دست پيدا كرده‏اند؛ ديكتاتورهائى به زير كشيده شدند؛ قانونهاى اساسىِ مبتنى بر اسلام در كشورهائى تصويب شد؛ دشمن درجه‏ى يك امت اسلامى و ملت ايران - يعنى رژيم صهيونيستى - در محاصره قرار گرفت. در داخل كشور، به معناى حقيقى كلمه، سال 90، سال بروز اقتدار ملت ايران بود. در جنبه ‏ى سياسى، ملت ايران در اين سال، چه در راهپيمائى بيست و دوى بهمن، چه در انتخابات دوازدهم اسفند، آنچنان حضورى از خود نشان داد و آنچنان شاخصى را براى اقتدار ملى در تاريخ منطقه ثبت كرد كه نظير آن را در گذشته كمتر داشتيم.
 با وجود اين ‏همه دشمنى، اين‏همه تبليغات، اين‏ همه تهاجمهاى خصمانه و بدخواهانه، ملت ايران در طول اين سال، با همه ‏ى وجود توانست حضور خود را در صحنه، نشاط خود را، آمادگى خود را در عرصه ‏هاى گوناگون علمى و اجتماعى و سياسى و اقتصادى نشان بدهد و اثبات كند. بحمداللَّه سالى بود كه با همه ‏ى سختى ‏ها، داراى دستاوردهاى بزرگى بود. همچنان كه قبلاً عرض شده است، شرائط، شرائط بدر و خيبر بود؛ يعنى شرائط قبول چالشها و دشوارى‏ها و غلبه‏ ى بر آنها.
 همان طورى كه اولِ سال گذشته اعلام شد، سال 90، سال جهاد اقتصادى بود. اگرچه هوشمندان و آگاهان ميدانستند كه اين نام و اين جهتگيرى و شعار براى سال 90 يك امر لازم است، اما بعد تلاشهاى دشمنان در اين سال هم همين را اثبات كرد و نشان داد. دشمنان ما از اوائل سال، حركت خصمانه‏ ى خودشان را در عرصه ‏ى اقتصادى نسبت به ملت ايران آغاز كردند؛ اما ملت ايران، مسئولين، آحاد مردم، دستگاه‏هاى مختلف، با تدبيرهاى هوشمندانه ‏اى توانستند با اين تحريمها مقابله كنند و مواجهه‏ ى آنها تا حدود زيادى توانست اثر اين تحريمها را خنثى كند و حربه‏ ى دشمن را كُند كند. سال 90، سال فعاليتهاى بزرگ علمى بود؛ كه من ان‏شاءاللَّه در فرصت سخنرانى، برخى از پيشرفتهاى علمى و اقتصادى و تلاشهاى گوناگون را براى ملت عزيزمان شرح خواهم داد. سال 90 سالى بود پر چالش، و سالى بود پر نشاط، و سالى بود كه ملت ايران به فضل الهى توانست بر چالشهاى موجود غلبه كند.
 ما امسال سال ديگرى را در پيش داريم كه به اميد خدا و با توكل بر پروردگار، باز ملت ايران با فعاليت خود، با تلاش خود، با هوشمندى خود در اين سال خواهد توانست پيشرفتهاى زيادى را براى خود به ارمغان بياورد. به تشخيص من، بر طبق گزارشها و مشاوره ‏ى با افراد مطلع و آگاه، به اين نتيجه ميرسيم كه عرصه‏ ى چالش مهم در همين سال جارى - كه اين سال، امروز و از اين ساعت شروع ميشود - عرصه ‏ى اقتصادى است. جهاد اقتصادى چيزى نيست كه تمام‏ شدنى باشد. مجاهدت اقتصادى، حضور جهادگونه در عرصه‏هاى اقتصادى، براى ملت ايران يك ضرورت است.
 من امسال تقسيم ميكنم مسائل مربوط به جهاد اقتصادى را. يك بخش مهم از مسائل اقتصادى برميگردد به مسئله‏ ى توليد داخلى. اگر به توفيق الهى و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانيم مسئله ‏ى توليد داخلى را، آنچنان كه شايسته‏ ى آن است، رونق ببخشيم و پيش ببريم، بدون ترديد بخش عمده‏اى از تلاشهاى دشمن ناكام خواهد ماند. پس بخش مهمى از جهاد اقتصادى، مسئله ‏ى توليد ملى است. اگر ملت ايران با همت خود، با عزم خود، با آگاهى و هوشمندى خود، با همراهى و كمك مسئولان، با برنامه‏ريزىِ درست بتواند مشكل توليد داخلى را حل كند و در اين ميدان پيش برود، بدون ترديد بر چالشهائى كه دشمن آن را فراهم كرده است، غلبه‏ ى كامل و جدى پيدا خواهد كرد. بنابراين مسئله ‏ى توليد ملى، مسئله‏ ى مهمى است.
 اگر ما توانستيم توليد داخلى را رونق ببخشيم، مسئله ‏ى تورم حل خواهد شد؛ مسئله‏ ى اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقيقى كلمه استحكام پيدا خواهد كرد. اينجاست كه دشمن با مشاهده ‏ى اين وضعيت، مأيوس و نااميد خواهد شد. وقتى دشمن مأيوس شد، تلاش دشمن، توطئه ‏ى دشمن، كيد دشمن هم تمام خواهد شد.
 بنابراين همه‏ ى مسئولين كشور، همه ‏ى دست‏اندركاران عرصه‏ ى اقتصادى و همه‏ ى مردم عزيزمان را دعوت ميكنم به اين كه امسال را سال رونق توليد داخلى قرار بدهند. بنابراين شعار امسال، «توليد ملى، حمايت از كار و سرمايه‏ ى ايرانى» است. ما بايد بتوانيم از كارِ كارگر ايرانى حمايت كنيم؛ از سرمايه‏ ى سرمايه ‏دار ايرانى حمايت كنيم؛ و اين فقط با تقويت توليد ملى امكان‏ پذير خواهد شد. سهم دولت در اين كار، پشتيبانى از توليدات داخلىِ صنعتى و كشاورزى است. سهم سرمايه ‏داران و كارگران، تقويت چرخه‏ ى توليد و اتقان در كار توليد است. و سهم مردم - كه به نظر من از همه ‏ى اينها مهمتر است - مصرف توليدات داخلى است. ما بايد عادت كنيم، براى خودمان فرهنگ كنيم، براى خودمان يك فريضه بدانيم كه هر كالائى كه مشابه داخلى آن وجود دارد و توليد داخلى متوجه به آن است، آن كالا را از توليد داخلى مصرف كنيم و از مصرف توليدات خارجى بجد پرهيز كنيم؛ در همه ‏ى زمينه ‏ها: زمينه ‏هاى مصارف روزمرّه و زمينه ‏هاى عمده ‏تر و مهمتر. بنابراين ما اميدوار هستيم كه با اين گرايش، با اين جهتگيرى و رويكرد، ملت ايران در سال 91 هم بتواند بر توطئه‏ ى دشمنان، بر كيد و مكر بدخواهان در زمينه ‏ى اقتصادى فائق بيايد.
 از خداوند متعال درخواست ميكنيم كه ملت ايران را در اين صحنه و در همه‏ى صحنه‏ها موفق و مؤيد بدارد. روح امام بزرگوار را شاد و از ما راضى كند. ارواح طيبه‏ى شهيدان عزيز ما را با اوليائشان محشور فرمايد.
 والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏


برچسب‌ها: سال تولید ملی, حمایت از کار و سرمایه ایرانی
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391;ساعت 11:21;  توسط مهدی صبوری;  |